سلام
اومدم بگم دیگه منو تو پی سی نمی بینید
دیگه میلاد مرد
یادمه 2سال پیش وقتی با پی سی اشنا شدم هیجکی بهم محل نمیزاشت؛عاشق این بودم یکی تو عمومی درست جوابمو بده
ولی بعد با اولین نفری که گرم گرفتم نانازی بود،کم کم با بقیه بچه ها هم اشنا شدم و طوری بود همیشه ساعت 10 صبح از خواب بیار میشدمو با اون سوژه موتور گازی من و ژیان مجید اریا و مسخره کردن رشته مدیریت و برنامه ریزی نانازی؛ میومدم تا با دوستام مثل سارا سارا، مجید اریا، طنین؛ پارمی، الی، نانی5، و خیلیا دیگه که الان بیشترشون دیگه تو چت روم نیستن؛بگیمو بخندیم که بچه ها بهم میگفتن دانی زلزله
بعد مدتها با یکی به اسم تی تی(ترانه) اشنا شدم.اون موقعه خواستم عضو فیسبوک بشم ولی کامل بلد نبودم.تو روم گفتم کی بلده بهم یاد بده!ترانه گفت که بلده.منم ای دی ترانه رو گرفتم رفتیم یاهو چت کردیم اونجا بود که شمارشو گرفتمو با هم یه دوستی معمولی رو شروع کردیم
وقتی باهاش تلفنی حرف میزدم عاشق صداش؛طرز برخوردش و خیلی چیزا دیگه شده بودم
رابطون طوری شد که با اون علاقه و سختیایی که از طرف داش مهدی و حرفایی که از بدی من به ترانه میگفت ولی با هم دوست شدیم و نتونست بین ما جدایی بندازه(مهدی هیچوقت نمیبخشمت. هم من هم ترانه و هم لادنو خیلی عذاب دادی)
اولین قرار منو ترانه هم رامسر بود.اومده بودیم شمال ویلا تو بابلسر؛ترانه هم ویلاشون تو رامسر بودن،اصلا هم قرار نبود ما بریم رامسر ولی همینجور به خانوادم گفتیم یه شب بریم رامسر اونا هم قبول کردن که دقیق یادمه 30تیر ساعت 12 ظهر رسیدیم رامسر؛شانس ویلایی هم که گرفته بودیم نزدیک ویلا ترانه اینا بود.قرار شد ساعت 4 ظهر همدیگه رو ببینیمو با هم بریم بیرون که منم اصلا انگار نه انگار که خیلی خستم؛مثل دیوون ها ساعت 4 ظهر تو گرما با هم رفتیم بیرون انقدر بهمون خوش گذشت.هیچوقت یادم نمیره
رابطمون طوری شده بود که که همیشه خواستم با ترانه بیام نت.با ترانه خارج بشم.زمانی هم که میمودم خودم تنها با اجازه ترانه بود که بچه ها بهم میگفتن زن زلیل ولی اصلا اهمیت نمیدادم
یه مدت بود تو چت روم یه نفر میمود به ترانه میگفت که دوست دختر من بوده و من رفتم باهاش عکس گرفتمو و میرفتیم بیرون و از این حرفا که ترنه سر این قضیه خیلی ناراحت و عذاب کشید ولی به ترانه ثابت کردم که همش دروغه (هیچوقت نمیبخشمشون)
بعد 1 سال ونیم دوستی حالا ترانه من؛عزیزه دلم؛قربون اون چشم گفتناش بشم که همیشه اسیر حرفام بود و حرفمو گوش میداد؛رفت و تنهام گذاشت بدون خداحافظی
لادن میگفت شب قبلش انقدر ازم تعریف میکرد
قرار بود بعد امتحانام بیام تهران با هم حلقه بخریم بزاریم دستامون که نشون بدیم چه قدر هم دیگه رو دوست داریمو تا اخر عمر کنار هم هستیم.به لادن گفته بود بعد عملم میخوایم منو میلاد حلقه بخریم؛لادن مسخرش کرده بود ولی ترانه گفته حالا تو مسخره کن ولی منو میلاد تا اخر عمر با همیم.ترانه من به قولش وفادار بود و تا اخر عمر باهام بود به خدا قسم منم دیگه هیچوقت عاشق کسی نمیشمو تا اخر عمرم با خاطرات ترانه میمونم
موقه ای که بیمارستان بود به لادن گفته بود دلم میخواد با میلاد حرف بزنم ولی اگه باهاش حرف بزنم اشکام در میاد و نمیخوام که میلاد غصه بخوره.منن بمیرممم خداااا
ترانه هم من هم لادن و بابات که بیشتر من حالشون بدتره و هم دوستاتو تنها گذاشتی
اخه چرا خدا؟؟؟؟؟؟چرا جدامون کردی؟؟؟به خدا خیلی ازت دلگیرم.این چه قسمتیه اخه؟؟؟ترانه من که تازه دوم دبیرستان بود
دیگه زندگیم بدون ترانه هیچ ارزشی نداره و هرروز از خدا میخوام که بمیرم
(پیام)یادته یه مدت تو روم با هم بحثمون میشد؟ببخشید اگه باعث ناراحتیت شدم و ازت ممنونم که نذاشتی مهدی به کار خودش بیشتر ادامه بده و کمکمون کردی
(شوتر)یادته یه بار سر قضیه اینکه جک قومیتی تو روم گفتم ترانه هم ازم طرفداری کرد دوتامونو اخراج کردی؟بخشید اگه باعث شدم خطر فیلتر شدن روم به خاطر کار من بالا بره
دنیا؛ویستا؛ترانه؛فرنوش؛الهام؛وحید؛ پگاه؛و خیلی دوستای دیگم که بیشتر اخر شب با هم چت میکردیم؛خیلی دوستتون دارمو اگه کار بدی در حقتون کردم ببخشینم
شیرین عزیزم؛مینا5؛روناک؛جواد؛نیلو؛نازی؛ستاره؛مسعود؛شادی؛و خیلی دیگا که هم دردم بودنو تو نظرات؛تلفنی؛فیسبوک؛باهام بودنو خیلی دوستتون دارم.شما هم اگه کاری کردم که باعث ناراحتیتون شده معذرت میخوام
بعد ترانه دیگه روزام مثل غروب اولین قرار منو ترانه که بعد از رفتنمون دلتنگ شدیم میمونه
داغونممممممممممم خداااااااااااا
بای واسه همیشه
((((( بعضی از بچه ها اومدن فکر کردن داش مهدی همون زورو هستش؛ولی اشتباه میکنید زورو نیست پس زود قضاوت نکنید خواهشن که باعث شده داداش زورو ناراحت بشه ))))
عزیزه دلم تنهام گذاشت![]()
بهم قول داد تا اخر عمر کنارم میمونه ولی سه شنبه بعد 1 سال و نیم دوستی تنهام گذاشت و رفت حتی بدون خداحافظی ![]()
حالا زندگی بدون ترانه واسم چه ارزشی داره؟ ![]()
ترانه کجا رفتی؟؟؟فقط تو هستی که صدات ارومم میکنه الان کجایی؟؟؟مگه نگفتی میخوای همدمم باشی این رسمش بود؟؟؟ ![]()
ای خدااااااا ![]()
![]()
![]()
![]()
دیگه وبلاگ منم تموم شد.چه روزایی داشتیم
با رفتن ترانه داغونم
بای واسه همیشه
برای تو زندگی میکنم ، به عشق تو زنده هستم ، اگر نباشی دیگر نیستم
تا تو بیایی و او که به انتظارش نشستم را ببینم ، تا چشمهایت را ببینم و دنیای زیبایم را در آغوش بگیرم
نمیگویم همیشه بمان ، تا زمانی که هستی من نیز میمانم اگر روزی بروی ، دنیا را زیر پا میگذارم
نمیگویم تنها تو در قلبمی، نیازی به گفتنش نیست آنگاه که تو همان قلبمی . . . قلبی که تنها تپشهایش برای تو است ، زنده ماندن من به شرط تپشهای این قلب نیست ، به عشق بودن تو است !
عاشقانه دوستت دارم ترانه

سلامممممم
با عرض معذرت خدمت دوستای گلم به خاطر غیبتی که داشتم
امیدوارم با این اپ جدیدم بتونم از تهدید ها و جریمه هایی که واسم در نظر گرفتید
رو کمتر کنم![]()
![]()
ای خداااااا که کتابی حرف زدنم هم مثل ادم نیست![]()
برای عکس های خنده دار ایرانی به ادامه مطلب برید![]()
ادامه مطلب...
بیمه عمر: قراردادی که شما را در تمام عمر فقیر نگه داشته تا شما پولدار مرده و مراسم کفن و دفنتان آبرومندانه برگزار شود.
شناسنامه یا کارت ملی: دفترچه و کارتی که یکی بدون دیگری فاقد ارزش بوده و حتما جفتش لازم است.
سریال: فیلمیست چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین شیوههای دزدی را به شما آموزش میدهد.
تلفن همراه: وسیلهای سهکاره جهت کلاس گذاشتن، آهنگ گوش کردن و نهایتا عکس گرفتن است.
ایرانسل: خط تلفنی است جهت مزاحمت و سر به سر گذاشتن دوست و آشنا.
گرانی: کلمهیی است زادهی توهم غربیان که در ایران تاکنون مشاهده نشده است!
آثار باستانی: خرابههایی که هرچه زودتر باید نابود شوند چون خیلی جا گرفتهاند.
خودپرداز: دستگاهیست که همیشهی خدا باید برای رسیدن به آن در صف ایستاد و اگر صفی در کار نباشد 99.99 درصد خراب است.
اداره: محلی که شما بعد از تنشها و جدلهای منزل در آنجا استراحت میکنید.
مجرم: فردی که هیچ فرقی با سایر افراد ندارد و تنها تفاوتش در این است که توانستهاند او را دستگیر کنند.
تورم: عددی بیخود و چرت بوده که همچنان در ایران یک رقمی است!
گارانتی: یک اسم زیبا و خوش تلفظ است ولی در عمل مکافاتی بیش نیست.
تحقیق:
کپی-پیست کردن مقالات
اینترنتی.
مترو: سونای بخار متحرک!
شب امتحان: حکم بین دو نیمه در فوتبال ایران در زمان مربیگری
مایلیکهن را دارد و فقط باید توکل کرد به خدا و دعا خواند.
دانشجو: دو طیف اند، یک طیف آخرش وزیر میشن بی برو برگرد !
طیف دیگه میدوند که قاطی فرار مغزها بشن، والا زندانی میشن چون همیشه
معترضن.
بزرگراه: نوعی پیست رالی به همراه یادگیری آپ تو دیتترین
فحشهای باناموسی و بدون آن!
رئیس: فردی که وقتی شما دیر به سر کار میروید خیلی زود
میآید و زمانی که شما زود به اداره میروید یا دیر میآید و یا مرخصی
است.
شهرداری: گرفتن رشوه، داشتن صدها پروژههای نیمهتمام و نصب
تابلوهای روزشماری جهت افتتاح.
از پذیرفتن خانمهای بد حجاب معذوریم:
تابلویی که در همهجا نصب شده، جهت کرکر
خنده و عوض کردن روحیهی مردم.
سطل آشغال: وسیلهییست موجود
در خیابانها جهت ریختن زباله در اطراف آنها.
مدرک تحصیلی: کاغذی مستطیل شکل،
در ابعاد مختلف که بسته به مقطع، قیمتش فرق میکند و بدون پارتی در هیچ کجا به درد
نمیخورد "مگر هنگام ا ز د و ا ج"
حراج: اصطلاحیست که در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده و با ماژیک قرمز روی آن خط زده و قیمت اصلی کالا را در زیرش درج میکنند.
و غیره (و
...): نشانهای برای باوراندن این مطلب
که شما بیش از آنچه تصور میکنید، میدانید.
باز هم میخواهم بنویسم
از مهمانی دیشب من و دل ،
که بی شک جای تو خالی بود !
از مستی و بی قراری ام ،
که نگاهم در عطش دیدار تو بود !
از نقاشی کلمات بر بوم دلم ،
که واژه ها برای بیان حرف دلم حقیر بود !
از همه چیز که دست به دست هم داده بودند
تا دوباره قلم را بردارم ، با او آشتی کنم
و اینها همه به خاطر تو بود !
برای تو ...
به راستی تو کیستی؟!
تو کیستی که دنیایم را
در هاله ی چشمانت می بینم
اگر دور از تو باشم ،
نهال وجودم پرپر می شود ...
و اگر با تو باشم ،
از لحظه های سرد تنهایی می گریزم
و به تو پناه می آورم ...
نمی دانم ...!
ای کاش ،
ای کاش تو نیز دلتنگم باشی ...
ای کاش تو نیز عشقت را به من هدیه دهی
تا من تمام روزهای زندگیم را ،
بدون هیچ واهمه ای به پای تو بریزم...

اتومبيل مردي كه به تنهايي سفر مي كرد در نزديكي صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حركت كرد و به رئيس صومعه گفت : «ماشين من خراب شده. آيا مي توانم شب را اينجا بمانم؟ »
رئيس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتي ماشين او را تعمير كردند. شب هنگام وقتي مرد مي خواست بخوابد صداي عجيبي شنيد. صداي كه تا قبل از آن هرگز نشنيده بود .. صبح فردا از راهبان صومعه پرسيد كه صداي ديشب چه بوده اما آنها به وي گفتند :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»
مرد با نا اميدي از آنها تشكر كرد و آنجا را ترك كرد.
چند سال بعد ماشين همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .
راهبان صومعه بازهم وي را به صومعه دعوت كردند ، از وي پذيرايي كردند و ماشينش را تعمير كردند. آن شب بازهم او آن صداي مبهوت كننده عجيب را كه چند سال قبل شنيده بود ، شنيد.
صبح فردا پرسيد كه آن صدا چيست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»
اين بار مرد گفت «بسيار خوب ، بسيار خوب ، من حاضرم حتي زندگي ام را براي دانستن فدا كنم. اگر تنها راهي كه من مي توانم پاسخ اين سوال را بدانم اين است كه راهب باشم ، من حاضرم . بگوئيد چگونه مي توانم راهب بشوم؟»
راهبان پاسخ دادند « تو بايد به تمام نقاط كره زمين سفر كني و به ما بگويي چه تعدادي برگ گياه روي زمين وجود دارد و همینطور باید تعداد دقيق سنگ هاي روي زمين را به ما بگويي. وقتي توانستي پاسخ اين دو سوال را بدهي تو يك راهب خواهي شد.»
مرد تصميمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.
مرد گفت :« من به تمام نقاط كرده زمين سفر كردم و عمر خودم را وقف كاري كه از من خواسته بوديد كردم . تعداد برگ هاي گياه دنيا 371,145,236, 284,232 عدد است. و 231,281,219, 999,129,382 سنگ روي زمين وجود دارد»
راهبان پاسخ دادند :« تبريك مي گوييم . پاسخ هاي تو كاملا صحيح است . اكنون تو يك راهب هستي . ما اكنون مي توانيم منبع آن صدا را به تو نشان بدهيم.»
رئيس راهب هاي صومعه مرد را به سمت يك در چوبي راهنمايي كرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در بود»
مرد دستگيره در را چرخاند ولي در قفل بود . مرد گفت :« ممكن است كليد اين در را به من بدهيد؟»
راهب ها كليد را به او دادند و او در را باز كرد.
پشت در چوبي يك در سنگي بود . مرد درخواست كرد تا كليد در سنگي را هم به او بدهند.
راهب ها كليد را به او دادند و او در سنگي را هم باز كرد. پشت در سنگي هم دري از ياقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست كليد كرد .
پشت آن در نيز در ديگري از جنس ياقوت كبود قرار داشت.
و همينطور پشت هر دري در ديگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، ياقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.
در نهايت رئيس راهب ها گفت:« اين كليد آخرين در است » . مرد كه از در هاي بي پايان خلاص شده بود قدري تسلي يافت. او قفل در را باز كرد. دستگيره را چرخاند و در را باز كرد . وقتي پشت در را ديد و متوجه شد كه منبع صدا چه بوده است متحير شد. چيزي كه او ديد واقعا شگفت انگيز و باور نكردني بود.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اما من نمي توانم بگويم او چه چيزي پشت در ديد ، چون شما راهب نيستيد..... .
به قول بعضیا که از من خوششون نمیاد (اه باز این اومد)
اومدم بگم کههه هوراااا امروز تولدمه
ساعت 21.15 دقیقه من به دنیا میام و میشمم 18 ساله
یه عکس از خودم که کوچولو بودم دقیق نمیدونم 2 ساله یا 3 ساله بودم رو میزارم تو ادامه مطلب برید ببینید
ادامه مطلب...
دخترا از لحظه تولد تا ۱۰ سالگی: خیلی با نمکن همش چرت و پرت میگن . مثلا (داداش جنگل جادو گر داره ؟ خدا تو هواست ؟ زمین مستطیلیه ؟ چرا دریا خیسه)
از ۱۰ سالگی تا ۱۲ سالگی :دختر نیم وجبی از حالا صبح تا شب فقط میخواد عروس بشه و فکر عروسیه !!!
از ۱۲ سالگی تا ۱۴ سالگی: کم کم داره راه می افته ! و از حالا چنتا پسره خوشتیپ رو تو فامیل و محل نشون می کنه !
از
۱۴ سالگی تا ۱۶ سالگی : دیگه هرکدوم برای خودشون شیطون رو هم درس میدن .
هر
وقت هم تعدادشون از دوتا بیشتر شد دیگه صدای هر هرشون تا ده تا خیابون اون ور تر هم
میرسه و هر جا می خوان برن دسته جمعی( گله ای) میرن .
از
۱۶ سالگی تا ۱۸ سالگی: هر کدومشون پنج شیشتا دوست پسر دارن ! و دائم تیپ
میزنن
و میرن خیابون هارو متر می کنن ماشالله همشون دیگه لات شدن . مانتو می پوشن شبیه
تی شرت پسرا رو سری هاشون هم که به همه چی میخوره غیر از روسری چون ما فقط
یه پارچه کوچولوی مچاله شده روی سرشون می بینیم !!!
از
۱۸ سالگی تا ۲۰ سالگی : بابا یکی اینارو باید از خیابونا جمع کنه یکی دوتا
هم نیستن
الکی از این ور خیابون میرن اون ور بعدش دوباره برمیگردن حالا اگه چنتا پسر رو سر یه
کوچه ببینن که دیگه درست میرن از وسط اونا رد میشن بعضی هاشون هم که با کلاس ترن
یه دونه سیم کارت تالیا می خرن و یه گوشی سونی اریکسون !!! بجای اینکه از پیاده رو رد
بشن از کنار خیابون یا اتوبان رد میشن وصبر می کنن تا یه ماشین به اون ها بوق بزنه بعد
نوبت کلاس گذاشتنه سریع دستشون رو میزارن در گوششون و مثلا با تلفن دارن صحبت
می کنن و تحویل نمی گیرن و اگه هم از نوع بد بخت تر باشن که با یه بوق زدن یه پیکان قراضه هم سوار میشن !
از ۲۰ سالگی تا ۲۵ سالگی: بعضیا شون
یکمی بهتر میشن ولی بعضی دیگه همون مثل
قبل هستن . ولی در کل یه کمی مودب میشن مثلا قبلا می گفتن سلام خوبی حالا میگن :
سلام خوبین ؟ چطورین ؟ بیایین!! نمیایین!!! کجایین!!!!
از ۲۵ سالگی تا ۳۰ سالگی: به چند دسته تقسیم میشن:
۱. برمی گردن به ذات اولیه شون
۲.هنوز
هم مثل قبل جلف هستن و با هفت هشتا پسر میگردن و پارتی و ..... ویکی هم
باید عکساشون رو از اینترنت و مجله هاو ... فیلتر کنه!!!
۳. زندگی رو بچسب . فقط به زندگی شون فکر میکنن. (اینا باز بهترن(
۴. بی خیال همه چی از دست همه شاکین.
از ۳۰ سالگی تا ۴۰ سالگی: بابا تازه اول عشقه ازشون بپرسی چند سالته میگن ۱۸ سال و ۵۰۰ . ۶۰۰ ماه .
از ۴۰ سالگی تا ۶۰ سالگی : فقط غیبت و چشم و همچشمی و حسودی) تو این سن خجالت آوره)
از
۶۰ سالگی تا ۸۰ سالگی : ماشالله به اندازه بیست و پنج نفر حرف میزنن از
مریم خانوم و
ممد آقا گرفته تا گرون شدن گوشت و مرغ و سیاست های پنتاگون و حزب دمکرات مسیحی هلند !!!
این جا دیگه چون تنها شدن حتی با خودشون هم حرف میزنن !
از ۸۰ سالگی تا ۱۲۰ سالگی: دیگه باید غزل خدا حافظی رو بخونن ! بیچاره نکیر و منکر اون دنیا از دست اینا می خوان چی بکشن
دیشب داشتم تو گورستان عشق قدم میزدم خیلی تعجب کردم تا چشم کار میکرد
قبر بود
پیش خودم گفتم یعنی این قدر قلب شکسته وجود داره ؟؟ همین طوری که
می رفتم
متوجه یک دل شدم انگار تازه خاک شده بود جلو رفتم و دیدم روی سنگ
قبر چند تا برگ
افتاده کنار قبر نشستم و براش دعا کردم وقتی برگ ها رو
کنار زدم .................................
اون دل همون کسی بود که باعث شده بود دل من خیلی وقت پیش ها بشکنه و بمیره



حقیقتی کوچک برای آنانی که می خواهند زندگی خود را صد در صد بسازند!!!
اگر A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z برابر باشد با
1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9, 10, 11, 12, 13, 14, 15, 16, 17, 18, 19, 20, 21, 22, 23, 24, 25,26
آیا برای خوشبختی و موفقییت تنها تلاش سخت کافیست؟ تلاش سخت (Hard work)
H+A+R+D+W+O+ R+K
8+1+18+4+23+ 15+18+11= 98%
آیا دانش صد در صد ما را به موفقییت می رساند؟ دانش (Knowledge)
K+N+O+W+L+E+ D+G+E
11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5=96%
عشق چگونه؟ عشق (Love)
L+O+V+E
12+15+22+5=54%
خیلی از ما فکر می کردیم اینها مهمترین باشند مگه نه؟ پس چه چیز 100% را می سازد؟؟؟ پول (Money)
M+O+N+E+Y
13+15+14+5+25= 72%
رهبری (Leadership)
L+E+A+D+E+R+ S+H+I+P
12+5+1+4+5+18+ 19+9+16=89%
اینها کافی نیستند پس برای رسیدن به اوج چه باید کرد؟ نگرش (Attitude)
1+20+20+9+20+ 21+4+5=100%
آری اگر نگرشمان را به زندگی، گروه و کارمان عوض کنیم زندگی 100% خواهد شد.
نگرش همه چیز را عوض می کند، نگاهت را تغییربده چشمهایت را دوباره بشوی همه چیز عوض می شود...
خوب ایندفعه اومدمممم دربارهههه فحش دادن افراد مختلف مطلب گذاشتمممم
ادامه مطلب رو بخونید
ادامه مطلب...
چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید:
چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟
چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟
اما افسوس که هیچ کس نبود ...
همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ...
آری با تو هستم ...!
با تویی که از کنارم گذشتی...
و حتی یک بار هم نپرسیدی،
چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!!
تولد. زبان «آرامی» یکی از زبانهای رایج در منطقه خاورمیانه بوده است. (برخی بر این عقیده اند که این
واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبا از راست به چپ نوشته میشده، وارد زبان پارسی شده است).
واژه یلدا به معنای زایش زادروز و تولد است. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن
خورشید، روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی افزونی مییابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش
مهر یا زایش خورشید میخواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا میکردند. و از این رو به ماه دهم دی
(به معنای روز) میگفتند که ماه تولد خورشید بود.
این اپمو مخوصوص بچه های پی سی پارسی گذاشتم دیگه خودشون میدونن چرا رفتم سراغ کچلا![]()
![]()
من همیشه به کچلها حسادت میکردم. بعد از خواندن این خبر، یک دلیل دیگر به دلایلم برای حسادت اضافه شد...
خبر: «موها زمان سکته را میدانند، چون تحقیقات نشان میدهد موها میتوانند تاریخچهای از استرسهای شخص را در خود ذخیره کنند.»
من همیشه به کچلها حسادت میکردم. بعد از خواندن این خبر، یک دلیل دیگر به دلایلم برای حسادت اضافه شد.
1- کچلها زودتر از همه متوجه شروع بارش باران میشوند.![]()
2- کچلها میتوانند با خیال راحت شیشه اتومبیل را پایین بکشند و از جریان هوا لذت ببرند.![]()
3- آنها به راحتی میتوانند برای رفتن به مهمترین مهمانیها هم از موتورسیکلت استفاده کنند
.
4- مودارها اگر عرق بکنند، باید بروند حمام و کلی موهایشان را با شامپو چنگ بزنند تا چربی و عرق از پوست سرشان پاک شود ولی کچلها با یک دستمال کاغذی مشکل را حل میکنند.![]()
5- کچلها غصههایشان کمتر است و مثل بقیه هر روز نگرانی ریزش موهایشان را ندارند.![]()
6- و بالاخره اینکه کچلها استرسهایشان ذخیره نمیشود.![]()
یک مملکت پر از دختر
محققان دانشگاه ماستریچ هلند گفتهاند زنهایی که میخواهند فرزندشان دختر باشد، باید مصرف زیتون، ماهیدودی، پنیر آبی، سیبزمینی، گوشتهای فرآوری شده، نان و پاستا (ماکارونی) را کاهش دهند.
با این حساب تا چند سال دیگر یک مملکت داریم پر از دختر. چون با این اوضاع و احوال قیمتها، خوراکیهایی که گفتهاند عمراً گیر نمیآید. اصولاً یک چند وقتی است مملکت دارد با تخممرغ پیش میرود و قوت غالب جماعت همین است. ![]()
۲- تا دوران تحصیلتان تمام نشده در دانشگاه عاشق شوید و ازدواج كنید. چون اگر دانشگاهتان تمام شود هیچكس حاضر نیست با یك آدم آس و پاس بیكار ازدواج كند.![]()
۳- جزوه های خود را مرتب و منظم بنویسید شاید فرجی شد و كسی برای گرفتن جزوه به شما مراجعه كرد و بختتان باز شد وگرنه بعد از تمام شدن دانشگاه بخت ازدواج را از دست خواهید داد.![]()
۴- یكی از راه های گرفتن نمره درس خواندن است. برای گرفتن نمره راه های دیگری هم وجود دارد. یكی از ساده ترین این راه ها پاچه خواری است. اكثر دانشجویان و به خصوص شاگرد اول ها نمره خود را از این طریق به دست می آورند. راه دیگر گرفتن نمره، جنس مخالف بودن است كه در این روش نیازی نیست شما كار خاصی انجام دهید. نمره خود به خود برای شما منظور می شود.تهدید استاد به پنچر كردن ماشینش، مظلوم نمایی و بهانه مریضی و فوت اقوام درجه یك و دو و پیدا كردن آشنا و استفاده از بند پ روش های دیگر گرفتن نمره است كه در مواقع لزوم توصیه می شود.![]()
۵- در فعالیت های فوق برنامه شركت كنید. شما با درس خواندن فوقش یك لیسانسه بیكار می شوید. اما با شركت در برنامه های فوق برنامه استعداد های هنری و غیر هنری خود را كشف و استعداد های هنری خود را خنثی و استعداد های غیر هنری خود را ضبط و بعد از فارغ التحصیل شدن به كار می بندید
۶- به تمام همكلاسی های خود پیشنهاد ازدواج بدهید و بعد از فارغ التحصیلی با دختر خاله پدرتان ازدواج كنید. با این كار هم مدت مدیدی چند نفر را سر كار گذاشته اید و آمار بیكاری را در كشور كاهش داده اید و هم باعث بالا رفتن اعتماد به نفس چند نفر شده اید و هم روابط فامیلی را تقویت كرده اید.![]()
۷- با گرفتن پایین ترین مدرك، دانشگاه را رها كنید. هرگز از یك سوراخ دوبار گزیده نشوید. ادامه تحصیل در مقطع كارشناسی ارشد و دكتری یك اشتباه بزرگ است هر وقت تحصیل را رها كنید و به كار اصلی خانوادگیتان برگردید، سود كرده اید. با ادامه تحصیل شما یك فوق لیسانس و یا دكتر بیكار خواهید شد كه دیگر نمی توانید سرتان را پیش در و همسایه بلند كنید. پس تا دیر نشده به فكر یك كار نان و آب دار باشید
.![]()
![]()
شوش كهن ترين شهر جهان حدود 5000 سال پيش از ميلاد به عنوان كانون مذهبي ساكنان دشت اطراف بنياد نهاده شد . نخستين كسي كه ويرانه هاي شوش باستان را باز شناخت بنجامين بن جناح خاخام كليمي بود كه بين سالهاي 1163 و 1173 ميلادي براي بررسي وضعيت كليميان در ايران به سر مي برد. وي هنگام زيارت دانيال نبي(ع) از تپه هاي باستاني شوش نيز ديدن كرد .
عمليات اكتشاف باستان شناسي در شوش از سال 1850 ميلادي آغاز گرديد وچندين مرتبه ادامه يافت كه حاصل آن كشف آثار با ارزش وشكوهمندي از تمدن وفرهنگ اقوام ايلامي،هخامنشي واسلامي بوده است . از ديدنيهاي اين شهر مي توان موزه شوش، بارگاه دانيال نبي(ع) ، كاخ شائور تپه هاي باستاني وقلعه شوش را نام برد. .
شهر شوش در طول تاريخ بارها مورد هجوم قرار گرفت . اولين بار آشور باني پال امپراطور آشور آن را تخريب وسپس به دست اسكندر غارت شد . در دوران جنگ تحميلي عراق نيز اين شهر در طي عمليات فتح المبين ،دليرانه دست دشمن را از حريم مقدس اين خاك كوتاه وايستادگي خود را تكرار كرد


تصویر بالا جغازنبیل یکی دیگر از مکان های تاریخی شوش است

تصویر بالا حرم یکی از پیامبران دانیال نبی است
شوش هم شهر تاریخی و هم مذهبی است که در شمال استان خوزستان قرار دارد
وعجیب تر از آن است دوست داشته شدن .....
وقتی میدانیم کسی با جان ودل دوستمان دارد
ونفس ها وصدا ونگاهمان در روح وجانش ریشه دوانده
به بازی اش میگیریم .....
هر چه او عاشق تر ما سرخوش تر !
هر چه او دل نازک تر ما بی رحم تر!....
تقصیر از ما نیست ...
تمامی قصه های عاشقانه
این گونه به گوشمان خوانده شده اند !!!

طفلک پر
براستی نمیدانم دیگر چگونه واژه ها را به
واژه هایی که چون
و
تا
گاهی چنان از خود بیخود میشوم که حتی نمی فهمم که آمد ؛ یا کدام رفت
.jpg)
دختر:سلام خواهش میکنم
پسر:تهران/اسمم وحید/۲۶سالمه وشما؟
دختر:تهران/ نازنین/۲۲
پسر:چه اسم قشنگی اسم مادر بزرگه منم نازنینه.
دختر:مرسی شما مجردین؟
پسر: بله شما چی؟ ازدواج کردین؟
دختر:نه منم مجردم.راستی تحصیلاتتون چیه؟
پسر:من فوق لیسانس مدیریت از دانشگاه ام آی تی امریکا دارم. شما چی؟
دختر:من فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه سربن فرانسه هستم.
پسر:چه عالی ! واقعا از اشنایتون خوشحالم.
دختر:مرسی.منم همین طور.راستی شما کجای تهرانید؟
پسر:من بچه تجریشم. شما چی؟
دختر:ما هم خونمون اونجاست. شما کجای تجریشید؟
پسر: خیابون در بند . شما چی؟
دختر: خیابون در بند؟! کجای خیابون در بند؟
پسر:خیابون... کوچه... پلاک... شما چی؟
دختر:فامیلی شما چیه؟
پسر:من؟!حسینی!چه طور؟!
دختر: چی!وحید تویی؟ خجالت نمیکشی چت میکنی؟تو که گفتی امروز با زنت میخوای بری قسطای عقب مونده خونه رو بدی!مکانیکی رو ول کردی نشستی چت میکنی؟
پسر:عمه ملوک شمایید؟چرا از اول نگفتین؟راستش! راستش!دیشب میخواستم بهتون بگم امروز با فریده ... اخه میدونید...
دختر:راستش چی؟حالا ادرس خونه ی منو به ادمای تو چت میدی؟میدونم به فریده چی بگم!
پسر:عمه جان!تو رو خدا نه!به فریده چیزی نگین!اگه بفهمه پوستمو میکنه!عوضش منم به عمو فریبرز چیزی نمیگم!
دختر:اووووووووووم خوب!باشه چیزی بهش نمیگم. دیگه اسم فریبرزو نیاریا! راستی من باید برم عمو فریبرزت اومد. بای
پسر:باشه عمه ملوک!بای....
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به تركه ميگن: با «شيشه» جمله بساز، ميگه: ساعت يك ربع به شيشه!
به تركه ميگن: با «صداقت» جمله بساز، ميگه: داشتم با تلفن صحبت ميكردم صدا قطع شد!
به تركه ميگن: با «عدس» جمله بساز، ميگه: اگه امشب نياي اَدست دلخور ميشم!
به تركه ميگن: با «علي» جمله بساز. ميگه: صندلي
به تركه ميگن: با «قيمت» يك جمله بساز، گفت: مامان بدو تو آشپزخونه كه خورشت قيمت سوخت.
به تركه ميگن: با «كار و كوشش» جمله بساز، ميگه: شلوار كار من كوشش ؟!
به تركه ميگن: با «كشاورز» جمله بساز، ميگه: ك... كشا ورزش كنيد!
به تركه ميگن: با «كشور» جمله بساز، ميگه: با كش ور رفتم خورد به چشمم!
زندگي دفتري از خاطرهاست ...
يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ...
يک نفر همدم خوشبختي هاست...
يک نفر همسفر سختي هاست ...
چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد...
ما همه همسفريم
...
وقتی به دنیا می اییم در گوشمان اذان می گویند و وقتی میمیریم برایمان نماز می خوانند به راستی چه کوتاه است زندگی.... فاصله اذان تا نماز.....
....
کسانی را که تو را دوست دارند دوست بدار ...
کسانی که تو را دوست ندارند دوست بدار ممکن است آنها تغییر کنند...
بالا تر از همه خودت باش!!!!!!!
خوشبخت باش و زندگی خوبی داشته باش .
و هرگز هرگز هرگز ریسمان "امید" را رها مکن
عروس لوس: بع……….له!
عروس زيادي مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دايي جون، عمه جون،…، زن عمو کوچيکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، … ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسي خانوم جون ، … ، … (اين عروس خانوم آخر هم يادش ميره بگه بله واسه همين دوباره از اول شروع ميکنه به اجازه گرفتن … !)
عروس خارج رفته: با پرميشن گريت ترهاي فميلي … اُ يس
عروس خجالتي: اوهوم
عروس پاچه ورماليده: به کوري چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فاميل اين بزغاله (اشاره به داماد) آره…. ( وضعيت داماد کاملا قابل پيش بيني است)
عروس هنرمند: با اجازه تمامي اساتيدم، استاد رخشان بني اعتماد، استاد مسعود کيميايي، …، اساتيد برجسته تاتر، استاد رفيعي، … ، مرحوم نعمت ا.. گرجي ، شير علي قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلين مونرو، مرحوم مارلين ديتريش، مرحوم مغفور گري گوري پک و … آري مي پذيرم که به پاي اين اتللوي خبيث بسوزم چو پروانه بر سر آتش …
عروس داش مشتي: با اجزه بروبکس مُجلي نيست من که پايه
ام …
عروس زيادي مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحيم و به نستعين انه
خير ناصر و معين … اعوذ با… من شيطان رجيم يس و القرآن الحکيم …. الي آخر
…. ( و در آخر ) نعم
عروس فمنيست: يعني چي؟! چه معني داره همش ما بگيم بله … چقدر زن بايد تو سري خور باشه چرا همش از ما سؤال مي پرسن ! … يه بار هم از اين مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسين … (اصولا اين قوم فمنيست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و يه چيزي ازشون بپرسن … فقط بايد زد تو سرشون و بهشون گفت همينه که هست مي خواي بخواه نمي خواي هم به درک)
1) سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن ميافتين.
2) تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد.
3) دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج ميشه.
4) پسرهاي فاميل بهترين و در دسترسترين طعمهها هستند، رو هوا بقاپيدشون.
5) رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، دچار مشكل هستن...!
6) توي اجتماع فر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بيبي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شاه دوماد ميسازن واستون.
7) يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.
8) در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه.
9) مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم.
10) سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه...
11) تا مامانه و باباهه ميگن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد.
12) بالاخره اگه خداي نكرده ميخواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتونه.
متشكرم
براي همه وقت هايي كه مرا به خنده واداشتي.
براي همه وقت هايي كه به حرف هايم گوش دادي.
براي همه وقت هايي كه به من جرات و شهامت دادي.
براي همه وقت هايي كه مرا در آغوش گرفتي.
براي همه وقت هايي كه با من به گردش آمدي.
براي همه وقت هايي كه خواستي در كنارم باشي.
براي همه وقت هايي كه به من اعتماد كردي.
براي همه وقت هايي كه مرا تحسين كردي.
براي همه وقت هايي كه باعث راحتي و آسايش من بودي.
براي همه وقت هايي كه گفتي "دوستت دارم"
براي همه وقت هايي كه در فكر من بودي.
براي همه وقت هايي كه برايم شادي آوردي.
براي همه وقت هايي كه به تو احتياج داشتم و تو با من بودي.
براي همه وقت هايي كه دلتنگم بودي.
براي همه وقت هايي كه به من دلداري دادي.
براي همه وقت هايي كه در چشمانم نگريستي و صداي قلبم را شنيدي.
به خاطر همه ي اين ها هيچ وقت فراموش نكن كه :
لبخند من به تو يعني " عاشقانه دوستت مي دارم "
آغوش من هميشه براي تو باز است.
هميشه براي گوش دادن به حرفهايت آمادگي دارم.
هميشه پشتيبانت هستم.
مي خواهم اوقاتم را در كنار تو باشم.
در دنيا تو از هركسي برايم مهم تر هستي.
هميشه دوستت دارم چه به زبان بياورم چه نياورم.
تو هميشه براي من شادي مي آوري به خصوص وقتي كه لبخند بر لب داري.
انان پس از خوردن شام به چادرشان رفتند وخوابیدند
چند ساعت بعد هلمز بیدار شد و با زدن ارنج به پهلوی دوست وفادارش او را بیدار کرد و گفت:واتسون به اسمان نگاه کن و بگو چه می بینی؟
واتسون:میلیونها میلیون ستاره می بینم
هلمز:دیدن این همه ستاره به تو چه می گوید؟
واتسون پس از کمی تفکر گفت:از جنبه اختر شناسی به من می گوید که میلیونها کهکشان و میلیاردها سیاره در جهان وجود دارد.از نظر طالع بینی به من می گوید که زحل در برج اسد است.از نظر زمان شناسی استنتاج بنده این است که ساعت 3وربع است.از جنبه ی الهی می بینم که خداوند قادر متعال است و ما حقیر وناچیزیم.از نظر هواشناسی هم حدس میزنم که فردا روز قشنگی خواهد بود به نظر شما ستاره ها چه می گویند؟!
هلمز گفت:واتسون کم عقل!دزدها چادرمان را دزدیدند!!!

گفتم زندگیمو.قهر کرد و رفت...ولی هیچوقت نفهمید همه زندگیم بود
به امید روزی که همه ی عاشقان به معشوقشان برسند




